کنار تصویر پر است و میان تصویر خالی . لبخند و نگاه هر دو به این میان ، پشت سرم ، عکاس را می بینم ، عکاس جای آینه ایستاده است ، نگاه عاشقانه ی مادر و نگاه گنگ پدر ، من ببینده را در این فضای تنگ ، نگه می دارد تا چند ثانیه ای ، در این اتاق کوچک امن خانواده ، بیرون از خانه و بیرون از شهر ، در این آسانسور ، که بدن ها به هم نمی سایند اما نگاه ها ساینده اند بمانم و نگاه کنم ، این در به کدام طبقه یا به کجای شهر باز می شود ؟ میزبانان یا میهمانان این خانه چه کسانی هستند ؟ آیا من ببینده در این خانواده جایی برای خود پیدا می کنم ؟ در این تجربه ی مشترک ( هنرمندانه ) جایی برای من هم هست ؟ خود عکاس یا عضو این خانواده کجاست ؟ عکاس بخش عمده ی این عکس ها را در آپارتمانی دو خوابه در میرداماد از اوسط دهه ی هفتاد تا دهه ی هشتاد گرفته و حدود یک دهه از زندگی جمعی خانواده اش را ( که هم از ما دورند و هم گاه وبی گاه خودمان را کنارشان می یابیم ) به ما نشان می دهد . این تصاویر ما را در آن جا و آن زمان به میان خود می کشند و ما را دوباره و دو گونه و هر بار در یک فضای جمعی نگه می دارند ، یک بار زیستن میان یک فضای ( هنری ) و یک بار زیستن میان خودمان یک خانواده ی متکثر و منفرد مدرن طبقه ی متوسط ایرانی در دهه ی 70 و 80 چندان با فضای هنری این جمع کاری ندارم چون با این شکل از خانواده دست کم به عنوان نهادی که تا بیست و دو سالگی در آن پرورش یافته ام به شدت فاصله دارم ، خانواده ای که من در آن بزرگ شدم خانواده ای هسته ای متعارفی بود با تناقض های بسیار ، جمعه ها این فضای خصوصی مدرن که مطلقا حال و هوای مذهبی نداشت به خانه یا خانواده ای نسلی پیش تر کشیده می شد سنتی و مذهبی بود تمام سعی من و خواهر م و بعد ها برادرم فرار کردن از این میهمانی ها بود خواهرم از ایران رفت و با نسل بعدی همین خانواده سنتی اندکی راحت تر و نزدیک در جایی دور از سر دلتنگی ، فضای ایرانی کوچک شان را بسط داد حالا به لطف همین پیک نیک ها و جشن و رسوم ایرانی و فرنگی و میهمانی ها تا ارموز فرزندانشان ، دست کم فارسی حرف می زنند ، من هم رفتم و برگشتم یا از دلتنگی یا از ترس و یا از عدم تعلق نمی دانم حالا دیگر دوستان هنرمند هم هستند و به دو سه جمعی که پیش تر می شناختم اضافه شده اند ، تحمل جمعه ها هم برایم سخت تر شده است ظهر ها جمع خانه ی عمه یا مادر بزرگ با اعتقادات و حرف و احادیث شان و عصر ها نمایشگاه ها و جمع هنرمندان بعد از ده سال آرام آرام بودن در هر دو جمع برایم آسان تر شده است اما اگر بخواهم هر دو را یک روز از سر بگذرانم اضطراب و تشویش به جانم می افتد انگار به هییچ کدام تعلق ندارم ، گرچه محفل دوم را ترجیح می دهم اما اگر همین محافل هم زیاد شدند عجیب دلم برای فضای خانوادگی تنگ می شود فضایی خانوادگی تنگ می شود . با نگاهی به عکس های مزدک عیاری نویسنده : غزال هدایت عکاسی صنعتی رئال مجموعه ای کامل از عکاسان حرفه ای و خلاق می باشد که در زمینه ی عکاسی در حال فعالیت می باشند ، عکاسی ، حرفه ای است که علاوه بر هنر با انگیزه ، سلیقه و علاقه ی افراد در ارتباط می باشد ، عکاسی رئال در بخش عکاسی صنعتی فعالیت دارد که با استفاده از تکنیک های عکاسی حرفه ای به برجسته نمودن کالا و خدمات می پردازد و تصویری از آن ارائه می دهد که ذهن مخاطبین را درگیر خود می نماید و این اصل مهم در عکاسی تبلیغاتی است که دلیل پیشرفت و در نهایت رضایت مشریان رئال می گردد . استودیو عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی رئال شماره تماس 88883321